• ۳۰م آذر, ۱۳۸۴ | در دسته‌ی روزمره | نوشته شده توسط foadsa در ۶:۲۳ ب.ظ

    امشب یلداست، بلندترین شب دنیا، تبریکی به بلندای تمام شبهای یلدا باید گفت.
    پس مبارک باشه شب یلداتون، خدا کنه که امشب جمعتون جمع باشه، و یک امشب غمی به سراغتون نیاد، همه راجع به یلدا نوشتن، منم گفتم که اگه ننویسم حتمآ به یلدا برمیخوره، پس یلدا جون ( شب یلدا ) دیگه از دست من ناراحت نباش که منم رسیدن تورو تبریک گفتم.
    تاریخچه یلدا رو همتون بهتر از من میدونین، چون من انگار که هیچی نمیدونم، فقط میدونم بعد از یلدا زمستون سفید میاد و شروع دردسر، کتابهای نخونده رو باید ورق زد که امتحانا توی راهه، پس کاش که یلدا خیلی بلند بود!

    شبها را یکی یکی مرور میکنم
    گفته اند آخر پاییز یلدایی است
    که به بلندی گیسوان چل گیس قصه ها
    و به سیاهی چشمان توست
    رسیده ام به یلدا
    اما نه چل گیسی میبنم
    نه چشمان تو را
    یلدای دیگری را با همه بلندیش
    بی حضور تو سحر خواهم کرد
    چه یلدای بلندی
    چه یلدای تلخی

    ببخشین اگه شب یلداتون رو غمگینش کردم، انگار من فقط بلدم ضدحال بزنم.

  • ۲ نظر برای “اینجا یلدا”

    WP_Modern_Notepad
    • سعید گفت:

      سلام. من که تنهای تنها بودم تا خود صبح.
      راستی من تازه متوجه شدم فواد در بلاگ نیوز شما هستی، با هم خیلی قبل تر آشنا شده بودیم.

    • مهرداد گفت:

      اووم! چه جمعی، بابا! دیگه یلدا هم با ما سر سازگاری نداره. حیف که دز فمنیستی خونم بدجوری رفته بالا و احساسات فمنیستی رو قلبم قلنبه شده، وگرنه سه طلاقه‌اش می‌کردم می‌فرستادم‌اش خونه‌ی باباش.

    نظر بدهید

    توجه: مدیریت نظرات فعال است و ممکن است انتشار نظر شما با تاخیر صورت بگیرد. نیازی به فرستادن مجدد نظر نیست.

جی‌میل

Gmail

من

خبرنامه

Enter your email address

Delivered by FeedBurner

آمار

TwitterCounter for @foadsa counter

Performancing Metrics Blog Statistics