• ۱۸م آبان, ۱۳۸۴ | در دسته‌ی طنز ۵ نظر »

    ما ایرانیا اصولآ و غیر اصولآ علاقه زیاده از حدی به انتقاد و بالاتر از اون ایراد گرفتن از کارهای همدیگه داریم، انگار از خراب کردن و ضایع کردن هم چی نصیبمون میشه! حالا اینا رو گفتم که چی بشه؟ هیچی! فقط گفتم که نگین نگفتم!
    مهران مدیری یکی از معدود کارگردانای طنزیه که من به شدت قبولش دارم، این علاقه من به مهران مدیری قلبیه ها! دل کندن ممکن نیست مثل علاقه به داریوش، گوگوش، مارادونا، بارسلونا و آرژانتین و همین طور ستاره داوود!
    حالا اینا رو گفتم که چی بشه، انتقاد از
    شبهای برره به شدت زیاد شده، زیاد که نه وحشتناک! ولی خوشحالم که خیلی از وبلاگ نویسا در دفاع از این سریال طنز مطلب نوشتن و همشونم متین بوده، و مشت محکمی به دهان استکبار جهانی مخالف!
    منم نمیخوام بنویسم که برره یعنی ایران و شیرفرهاد و اهالی برره یعنی خود ما، چون همه اینو گفتن، من میخوام از زاویه ۴۵ درجه به این موضوع نگاه کنم گرچه میدونم که میفتم ولی نمیدونم چه اصراری به این زاویه دارم! یه سری به ایرادهایی که از این سریال گرفته شده میزنم:
    - یکی از بدآموزیهای این سریال اینه که کارهایی که بازیگرای این سریال میکنن رو بچه های کوچیک زود یاد میگیرن، چون اونا که متوجه نمیشن این کارا بده و نباید انجام داد.
    * کشته مرده این ایرادم! آخه خانوم یا آقایی که ممکنه در طول روز پشت سر هزار نفر حرف بزنی، با همسرت دعوا کنی و خیلی از همین کارای بد! شبهای برره که کلآ سه ماه بیشتر نیست، کارهای خودت که همیشگیه، حالا تو به من بگو بچه از تو یاد نمیگیره اما از شیر فرهاد یاد میگیره!
    - آقا این سریال اصلآ هیچ نکته مثبتی نداره، مثلآ طرز دعوا کردنشون واقعآ باعث شدت زد و خورد در مدرسه ها و محله ها شده!
    * انگار که قبل از این سریال همه بچه های ایران زمین مثبت، آروم و روشنفکر بودن! خب به جایی که یه مشت بزنه پای چشم اون یکی که بادمجون سبز شه، چند نفری میپرن رو هم تازه هیجانشم بیشتره! اگه اینجوریه مسابقه سیمرغم همدیگه رو هل میدن تو آب، بنابراین بچه ها از بعد این مسابقه بیشتر سرما میخورن؟! البته بعد از انتقادای زیاد به طرز دعوا، چند وقته دیگه این منظره زیبای سریال رو نمیبینیم.
    - طرز صحبت کردن بازیگرا در این سریال باعث تغییر نحوه صحبت کردن بچه ها شده و ممکنه که فارسی صحبت کردن رو غلط یاد بگیرن!
    * قربون فارسی صحبت کردن خودت برم! انگار زبون مادریو همه درست صحبت میکنن! تازه من فدای کتابهای جدید دبستان بشم که کاملآ فارسی رو به طور مستمر در ذهن بچه ها جا میندازه! البته فقط تا آخر سال، سال بعد دوباره باید از کلاس اول شروع کرد! راست میگین بگین کتابا رو چرا تغییر دادن وگرنه برره که همش یک ماه و نیم از پخشش میگذره!
    - بعضی از اصطلاحاتی که در این سریال به کار میبرن خیلی رکیک و زشت هست.
    * بمیرم واسه فرهنگ به یغما رفته ما توسط مهران مدیری! اگه چرمنگ و کتکله و امثال اینها رکیکه، پس ما چه مردم مودب و با فرهنگی داریم، استفاده آقایان از الفاظ مناسب و مودبانه در ورزشگاهها باعث شده که خانوما نتونن حتی توی خیابون بغل ورزشگاه رانندگی کنن! تو کوچه خیابونم که اصلآ مجموعه الفاظ با پسوند کش و غیره شنیده نمیشه! آهای مهران مدیری این کلمات رکیک را از فرهنگ لغات برره حذف کن!
    - بعضی از حرکات را به دروغ نشان میدهد و اکثر اوقات بزرگنمایی بیش از حد وجود داره!
    * این یکی رو من کم اوردم، جدآ که ایراد به جاییه! از مهران مدیری میخوام بررسی کنه، و امان از دست این پیمان قاسمخانی و همراهانش که دروغنمایی میکنن! مخصوصآ در مورد مفاسد اقتصادی! و همین طور مشکلات روزنامه نگاران و زنان!
    - بازیگران این سریال با طرز صحبت کردنشون قصد توهین به لهجه های گوناگون اقوام و شهرستانهای کشور رو دارن!
    * این ایراد یه کم توضیح لازم داره، اول اینکه زبون برره من درآوردیه و اگه تشابهی بین این لهجه با لهجه محلی دیگه ای هست کاملآ تصادفیه، دوم اینکه توی این سریال بیشتر قصد داره نشون بده که مردم ما به طرز صحبت کردن هم احترام نمیذارن، سوم اینکه ماشالا با پیشرفت جامعه دیگه کم کم همه دارن پایتخت نشین میشن و در بین خود مردم هم انگار فرهنگ و پیشرفت به لهجس! هر جا میری همه دوست دارن تهرونی صحبت کنن! وقتی یک عده خودشون ارزشی واسه لهجشون قائل نیستن، چطور لهجه برره ای میتونه توهین باشه؟
    - این سریال ترویج فحشا میکنه!
    * منظورت همون رقص داریوش باریچنیکفه؟ پس تو خماری جواب من باش!
    - میدونی چیه؟ اصلآ مشکل ما سریال نیست مشکل ما اسم مهران مدیریه!
    * اینو هستمت! چون در سریالهای قبلی از فحش استفاده میشد ولی مشکلی نبود! از اعمال زشت و بدآموز استفاده میشد، مشکلی نبود، مطمئنم که مشکل مهران مدیریه و نه شبهای برره!
    در آخر، نتیجه گیری از دید ۴۵ درجه!: هرچه انتقاد و ایراد از تو بیشتر شد بدان بزرگتری و کارت درست تر.
    عجب دفاعیه طولانی شد بازم معذرت میخوام!
    تو همین مایه ها:
    خلقیات ما برره ای ها

  • ۱۵م آبان, ۱۳۸۴ | در دسته‌ی عاشقانه ۵ نظر »

    اشکهایت را با دستان لرزانم از روی گونه هایت پاک میکنم، نگاهت بی نهایت معصومانه است. قطره های اشکی را که بر روی انگشتانم مانده است مزمزه میکنم، مزه دوست داشتن میدهد، سرت را روی شانه هایم میگذاری و اشکهایت دوباره سرازیر میشود، از لرزشی که به شانه هایم میدهی تمام بدنم میلرزد. سرت را بلند میکنم و به چشمان خیست زل میزنم، بازهم معصومی و بی گناه، لبریز عشق. لبهایم را به روی لبهای سرخت میگذارم و لحظه ای در رویا میمیرم، و تو مرا از این رویا بیدار میکنی وقتی لبهایت را از من میگیری، و چشمهایت داد میزنند که نمیخواهی وابسته من باشی…
    سرت را در آغوش میگیرم و ریاکارانه میبوسمش، انگار تمام دنیا برای من و توست.
    چه صادقانه گریستی و من چه خودخواهانه باورت نکردم، اکنون تنها نشسته ام و اشکی نیست که من پاک کنم و شانه ای نیست که من آرام بگیرم.
    کاش از خود نشانی گذاشته بودی…

  • ۱۴م آبان, ۱۳۸۴ | در دسته‌ی روزمره ۳ نظر »

    برنامه ریزی به شیوه ایرانی!
    بزرگترین دربی فوتبال ایران در انتهایی ترین روز هفته یعنی شنبه اونم در آخرین ساعات روز که کسی کاری نداره یعنی ساعت سه بعد از ظهر برگزار میشه!
    آهای کسی که این بازی رو به شنبه انداختی دستت درد نکنه من و امثال من مجبورن کلاس رو دودر کنن، عده ای از کارشون میزنن! و دربی نباید در روز عید برگزار میشد، دلمون در این عید خسته به همین مسابقه خوش بود که اونم افتاد امروز، چه ناجوانمردی ای روزگار!

  • ۱۲م آبان, ۱۳۸۴ | در دسته‌ی روزمره ۷ نظر »

    طبق یک اتفاق کاملآ شانسی و غیر قابل پیش بینی متوجه شدم امروز طوفان روی وب برگشته! و این اتفاق به این صورت بود که در لینکهای ورودی وبلاگ چند لینک غیر منتظره دیدم، حدسشو زدم بنابراین یه سری به وبلاگ قبلیم زدم! و بله دیدم که این اتفاق کاملآ دیرهنگام رخ داده!!! ولی مدیریت سایت هنوز باز نشده، یعنی همون کاسپین بلاگ، بنابراین اگر بشه که من آرشیو طوفان رو بیارم اینجا بدک نمیشه.
    راستی من در عجبم از رفتار مسلمونای ایرونی! دیروز یه پوستر دیدم: ” مراسم پرشور وداع با ماه مبارک رمضان به همراه مداحی …” اولآ که من شور این مراسمو نمیدونم کدوم قسمتشه! دومآ که این مداحیش دیگه واسه چیه؟ مگه عزا داره که رمضون داره میره تازه جای شکرشم باقیه!
    اینجا قانون اینجوریه: محرم میاد عزا میگیریم، محرم میره عزا میگیریم!، توی رمضون عزا میگیریم، رمضون میره عزا میگیریم، امام به دنیا میاد عزا میگیریم، از دنیا میره عزا میگیریم!
    پس کی شادیم؟؟؟

  • ۱۰م آبان, ۱۳۸۴ | در دسته‌ی سیاست, طنز ۴ نظر »

    چند روز پیش معلم مهد کودکی که تازه به استخدامش دراومده بود٬ رفت سر کلاس و چهره خندون! و شاد نقاشی جدیدی رو که کشیده بود به دیوار چسبوند٬ البته مشخص بود که خودش نکشیده ولی روی یه ایکه از نقاشی یه ستاره شش پر آبی بود که روش یه ضربدر قرمز خورده بود!
    یکی از بچه ها که خیلی فضول بود پرسید آقای معلم این نقاشی خیلی قشنگه ولی چرا نتیجه نداره؟!
    آقای معلم: بچه جون مگه نقاشی هم نتیجه داره؟
    بچه: آخه این طرف نقاشی در اونطرفش ضرب شده ولی مساوی هیچی نیست!!!
    صورت معلم از عصبانیت سرخ شد ولی خودشو کنترل کرد چون همینجوریشم بچه ها میترسیدن!
    گفت بچه جون اگه دو دقیقه دندونتو بذاری روی اون زبونت من حرفمو میزنم
    ٬ بچه ها این نقاشی رو دیشب کشیدم٬
    قشنگه مگه نه؟
    بچه ها: سکوت!
    همینجور که داشتم نقاشی رو میکشیدم یه شعری رو هم گفتم که الآن واستون میخونم:
    بچه ها این نقاشی
    ٬
    مثلآ این دنیاست
    این طرفاشم ارث بابای ماست ( همون ضربدره )
    نقش یه ستاره در اینجا نارواست
    دست شیطون خونش اینجاهاست
    بچه ها این ستاره رژیم غاصبه!
    بچه ها این منطقه نازنین
    میوه داره
    ٬
    هم رو درخت هم رو زمین!
    که از دوری ما شده حزین
    یادگاری رو درختاشم زیاد
    بچه ها از هر گروه و هر تبار
    باید گذاشت جلوی صلح سنگ و خار
    فارغ از هر صحبت و هر مرگ و میر
    تو همیشه آتش جنگ رو روشن بدار
    کاین جماعت عاشق رویای ماست
    بچه ها این برچم زشت و دورنگ
    باید بشه فردا روز محو ز رنگ
    خار چشم آشتی
    ٬
    هرچند که قشنگ
    سود ما در جنگ آن بی انتهاست!
    بچه ها اینجا فردا پس فردا مال ماست
    گرچه ویران گرچه زشت از آن ماست
    خسته از جنگ اما مال ماست!
    هرچی میخواد بشه اما مال ماست!
    یه بار دیگه هم میگم اینجا مال ماست!
    - آقا اجازه این شعرو ما قبلآ شنیده بودیم اما این شکلی نبود!
    - کی به تو گفت حرف بزنی
    ٬
    شعرم فقط مال منه
    - آقا اجازه حالا معنیش چی بود؟
    - من چه میدونم
    ٬
    بچه!
    - مگه مال خودتون نیست؟
    - چرا اما همه شاعرا که معنی شعراشونو نمیدونن!
    - این ستاره هه که قشنگه چرا خط خطیش کردین؟
    - گم شو بیرون!!!
    - یعنی همه مردم اونجا باید بمیرن
    ٬
    آخه گناه دارن که…
    - دیگه ایناش به شما ربطی نداره
    ٬
    شما فقط به شعر عمل کنین!!!
    ========
    پ.ن: مسئولیت شعر و عواقب آن به عهده مردم آقا معلم است!
    پ.ن۲: اگر اتفاقی بعدآ افتاد منو قلم بگیرین! :دی

جی‌میل

Gmail

تبلیغات

من

خبرنامه

Enter your email address

Delivered by FeedBurner

آمار

TwitterCounter for @foadsa counter

Performancing Metrics Blog Statistics