• ۹م آذر, ۱۳۸۴ | در دسته‌ی اجتماعی | نوشته شده توسط foadsa در ۴:۰۷ ب.ظ

    معجزه،
    اشک سگ در صحن حرم نیست،
    فاجعه،
    مرگ در امنیت خانه، بی خبر،
    رد خون در زیبایی،
    چاقو در دست سیاهی،
    همه رفتنت را اشک ریختند،
    شاید سیاهی را به اعدام بیاویزند،
    اما،
    تو برنخواهی گشت،
    زیباییت به ابد پیوست،
    شیرینیت تلخی مرگ را مغلوب شد،
    معجزه آن نیست،
    این فاجعه است…

    گرچه دیر شنیدم به اقتضای مراعات حال مادرم، اما شنیدم، نمیدونم اسم این فاجعه ها را چه باید گذاشت، آیا این جا سرزمین ناجی آخر است؟ آیا رئیس جمهور و رهبرش نماینده اویند، راست یا دروغش با این فاجعه ها کاملآ معلوم است، قاتل جان! چه چیز را ثابت کردی؟

  • یک نظر برای “فاجعه”

    WP_Modern_Notepad

    نظر بدهید

    توجه: مدیریت نظرات فعال است و ممکن است انتشار نظر شما با تاخیر صورت بگیرد. نیازی به فرستادن مجدد نظر نیست.

جی‌میل

Gmail

من

خبرنامه

Enter your email address

Delivered by FeedBurner

آمار

TwitterCounter for @foadsa counter

Performancing Metrics Blog Statistics