معجزه،
اشک سگ در صحن حرم نیست،
فاجعه،
مرگ در امنیت خانه، بی خبر،
رد خون در زیبایی،
چاقو در دست سیاهی،
همه رفتنت را اشک ریختند،
شاید سیاهی را به اعدام بیاویزند،
اما،
تو برنخواهی گشت،
زیباییت به ابد پیوست،
شیرینیت تلخی مرگ را مغلوب شد،
معجزه آن نیست،
این فاجعه است…
گرچه دیر شنیدم به اقتضای مراعات حال مادرم، اما شنیدم، نمیدونم اسم این فاجعه ها را چه باید گذاشت، آیا این جا سرزمین ناجی آخر است؟ آیا رئیس جمهور و رهبرش نماینده اویند، راست یا دروغش با این فاجعه ها کاملآ معلوم است، قاتل جان! چه چیز را ثابت کردی؟










