• ۳۰م مهر, ۱۳۸۴ | در دسته‌ی عاشقانه | نوشته شده توسط foadsa در ۱:۰۰ ب.ظ

    عشق را از نگاهش میخواندم وقتی پلکهایش را بر هم میگذاشت…
    دوستت دارم را از صدایش میشنیدم وقتی سکوت میکرد…
    گرمی دستانش را حس میکردم وقتی دستانش را از من دریغ میکرد…
    و شیرینی لبهایش را لذت میبردم وقتی رویش را از من برمیگرداند…
    در خواب و خیال من چه خوشبختم.

    پ.ن: تا اطلاع ثانوی برای دیدن وبلاگ من از IE 6.0 استفاده کنید!

  • یک نظر برای “معکوس”

    WP_Modern_Notepad

    نظر بدهید

    توجه: مدیریت نظرات فعال است و ممکن است انتشار نظر شما با تاخیر صورت بگیرد. نیازی به فرستادن مجدد نظر نیست.

جی‌میل

Gmail

من

خبرنامه

Enter your email address

Delivered by FeedBurner

آمار

TwitterCounter for @foadsa counter

Performancing Metrics Blog Statistics