چمدانم را بسته ام، آماده ام تا قدم بردارم و به مقصدی که هیچ تصویری از آن در قاب عکس خیالم نیست راهی شوم.
قدم من قلم است و راه من هم نوشتن که جز این هیچ نمیدانم، در میان شلوغی انسانها، جایی که امید از آب هم بیرنگتر است و به هنگامی که مرگ از زندگی راحت تر است قدم اول را برمیدارم، گذشته ام را گذرانده ام به آینده ام چشم دوخته ام ، دوست دارم که راه من شما نیز با من همسفر شوید و یاریم کنید تا پستی و بلندیهای راه مرا از حرکت باز ندارد.
از اینجا گذشته ام، از طوفان عبور کرده ام، سرگیجه ام را پایان داده ام و حال به راه من رسیده ام، راهی که باید طی شود…
راه من
تو فکر یک ترانهام، از آرزوهای محال











مهر ۲۵م, ۱۳۸۴ در ۲:۱۶ ب.ظ
فواد جان خیلی مبارک باشد. خوشحال شدم که مستقر شدی و دائمی. با مهر.
مهر ۲۵م, ۱۳۸۴ در ۲:۱۷ ب.ظ
چقدر جاعوض می کنی تووو
مهر ۲۵م, ۱۳۸۴ در ۸:۰۸ ب.ظ
مبارکه
مهر ۲۵م, ۱۳۸۴ در ۹:۰۷ ب.ظ
تبریک
امیدوارم موفق باشی
مهر ۲۵م, ۱۳۸۴ در ۱۰:۲۸ ب.ظ
چه خوب مبارکه :) راستی اگر از میزبانتون راضی هستین بگین من هم از اینجا فضا بگیرم
آبان ۲م, ۱۳۸۴ در ۴:۱۰ ب.ظ
مبارک باشه قشنگه.