• ۲۶م مهر, ۱۳۸۷ | در دسته‌ی حرف ۲ نظر »

    من فالگیر کوچک غمگینی را دیدم که حافظ، پدرش بود…

  • ۲۶م مهر, ۱۳۸۷ | در دسته‌ی موسیقی, چکاوک نظر بدهید »

    سعید شهروز خواننده‌ی مهمی در داخل کشور است، تا به حال ۸ آلبوم از او منتشر شده است. اعتراف می‌کنم که تا پیش از آلبوم آخر او یعنی بی‌خوابی، پیگیر هیچ‌کدام از  کارهایش نبودم و آهنگی از او نشنیده بودم (معتادان موسیقی می‌دانند شنیدن یعنی چی). اما یک اتفاق باعث شد آلبوم بی‌خوابی برای من جذاب باشد. امضای بهروز صفاریان که می‌توان گفت یک سر و گردن از آهنگسازان و علی‌الخصوص تنظیم‌کنندگان داخل کشور بالاتر است پای این آلبوم مرا علاقمند کرد برای شنیدن کارهای آلبوم بی‌خوابی. ترانه‌های روزبه بمانی هم که جای خود را دارد.
    چکاوک امروز اختصاص دارد به آهنگ اول این آلبوم، به نام «حرفامو باور کن» با کلام روزبه بمانی. با توجه به مجوز داشتن این آلبوم و عرضه شدن آن در کشور، کیفیت آهنگ را کمی پایین آورده‌ام. امیدوارم از این آهنگ لذت ببرید و آلبوم بی‌خوابی سعید شهروز را در اولین فرصت تهیه کنید. اگر دسترسی به فروشگاه‌های عرضه‌ی موسیقی ندارید آن را به صورت اینترنتی از آهنگسرا بخرید.

     
    icon for podpress  Saeid Shahrouz - Harfaamo Bavar Kon: Play Now | Play in Popup | Download

  • ۲۵م مهر, ۱۳۸۷ | در دسته‌ی ترانه, شعر من ۲ نظر »

    بگو از شب چی می‌دونی، تو که دستات پر از پوله
    تو که آهنگ تنهایی توی گوشات نمی‌خونه
    چرا کوری نمی‌بینی که بارون داره می‌تازه
    یکی آواره و تنها توی دست خیابونه
    بگو از شب چی می‌دونی، آهای سردرگم بی‌بغض
    که وقتی سایه‌ها پُر شه، دیگه ترانه داغونه
    تو به دنیای پرمهری که دستاتو گرفت خوش باش
    ولی یه گوشه‌ی دنیا، همیشه خونه زندونه
    بگو از شب چی می‌دونی، همیشه مستِ از قدرت
    که کشتن در غل و زنجیر استبداد، آسونه
    همه می‌میرن از تبعیض و تو مُردی از اون اول
    چقدر تکراریه تاریخ، تو این دنیای وارونه
    دیگه صبحی نمی مونه، که تو سوار ابرا شی
    ببین حقیقت تلخو، چه ویرونه، چه ویرونه
    بگو از شب چی می‌دونی، همون شبی که تو راهه
    چنون تاریک و بی‌روحه، می‌شی دیوونه، دیوونه!
    بگو از شب چی می‌دونی، آهای سردرگم بی‌بغض…

  • ۲۵م مهر, ۱۳۸۷ | در دسته‌ی روزمره, وبلاگستان ۸ نظر »

    از شروع راه من، سه سال تمام گذشته است. مهم‌ترین دوران از ۵ سال و نیم وبلاگ‌نویسی. بهش می‌گم عمر مفید، حالا وارد سال چهارم می‌شوم. خیلی چیزها یاد گرفته‌ام، خیلی از عقایدم تغییر کرده است. این نیمچه بلوغ فکری را مدیون وبلاگ‌نویسی‌ام، علی‌الخصوص راه من.
    کاغذ دیواری زیر به سفارش راه من توسط دوست عزیزم پاپک طراحی شده، در سایز ۷۶۸*۱۰۲۴. به عنوان هدیه‌ از طرف من به خوانندگان راه من. یادآور سه سال نوشتن…

  • ۲۴م مهر, ۱۳۸۷ | در دسته‌ی عارفانه ۲ نظر »

    اگه دین رو به عنوان یکی از وجوه علوم انسانی در نظر بگیریم، یعنی باور داشته باشیم که دین یک علمه که رشته‌های زیادی برای تحصیل داره. می‌شه خیلی راحت‌تر با متدینین که در رشته‌های مختلف دین تحصیل کردند کنار اومد. مرجع تقلید هر دینی رو می‌تونیم مثل یک هنرمند یا استاد یا دانشمند یا هر بنی‌بشر دیگری در نظر بگیریم. ما می‌تونیم طرفدار و پیرو هر شخصی در هر هنر و علمی باشیم، لیکن! نمی‌تونیم باعث بشیم که کسی به زور طرفدار و پیرو شخص محبوب ما بشه که این در مورد دین، یکی از وجوه علوم انسانی هم صدق می‌کنه. بنابر این اصل که  کسی مقدس نیست، نتیجه می‌گیریم که رهبران دینی نیز مانند رهبران علوم دیگر هیچ حقی بر گردن آدمیان ندارند.

  • ۲۳م مهر, ۱۳۸۷ | در دسته‌ی حرف ۴ نظر »

    زیر پای او فرشی بود به قیمت یک میلیون تومان، وقتی آخرین آلبوم خواننده‌ی محبوبش را از اینترنت می‌دزدید.

  • ۲۳م مهر, ۱۳۸۷ | در دسته‌ی فوتبال ۲۴ نظر »

    برنامه‌ی ۹۰ دیشب (دوشنبه، ۲۲ مهر ۱۳۸۷) می‌تواند نقطه‌ی عطفی در تاریخ این برنامه باشد. مدت‌ها بود منتظر چنین اتفاقی در این برنامه بودم. شاید اگر علی کریمی به تیم ملی توسط دایی دعوت نمی‌شد و بعد از تیم ملی کناره‌گیری نمی‌کرد، نمی‌توانستم دیگر اینگونه علی دایی را آن بالا تصور کنم و محبوبیت از دست رفته‌ای را ببینم که کم کم علی دایی آن را باز پس می‌گیرد.
    حضور مهدی مهدوی‌کیا و علی دایی در برنامه‌ی دیشب ۹۰ یک اتفاق بزرگ بود. حرف‌های منطقی مهدوی‌کیا که همیشه با همه‌ی شایعاتی که وجود داشته سعی کرده خود را از بطن ماجرا خارج کند، شنیدنی بود. نکته‌ای که عادل فردوسی‌پور، مرد میدان‌های جنجالی نیز به آن اذعان داشت. مهدوی‌کیا نشان داد فرق هست بین انسانی که می‌خواهد موفق باشد و اراده دارد با کسی که می‌خواهد در فوتبال انقلابی باشد. دوره‌ی انقلابی‌ها در سیاست به پایان رسیده است چه برسد به فوتبال که فیفا همیشه سعی داشته آن را از سیاست جدا کند. مهدی مهدوی‌کیا در برنامه‌ی ۹۰ یک فوتبالیست حرفه‌ای بود که معادلات فوتبال را به خوبی یاد گرفته است. اینکه بازیکنی به بزرگی مهدوی‌کیا بعد از ماه‌ها دوری از تیم ملی، به وقت دعوت به تیم ملی باز می‌گردد و می‌گوید فرقی نمی‌کند مربی تیم ملی چه کسی باشد، هر وقت دعوت شدم می‌آیم و هر وقت هم نه به فکر پیشرفت در باشگاهم هستم، نکته‌ی قابل توجهی‌ست.
    اما بعد از حرف‌های شنیدنی مهدوی‌کیا، نوبت علی دایی بود که مجری و بینندگان ۹۰ را متعجب کند. دایی که تا پیش از این البته بعضآ به حق، با عصبانیت و پرخاش جواب منتقدان و مخالفان خود را می‌داد. بعد از یک اتفاق غیرمنتظره در فوتبال ایران، خیلی آرام و منطقی پاسخ عادل فردوسی‌پور را داد. به طوری که به عقیده‌ی عادل فردوسی پور رابطه‌ی سینوسی این دو به نقطه‌ی ماکزیمم رسید. مطمئنآ پس از این برنامه‌ی ۹۰، علی دایی مقدار زیادی از محبوبیت از دست رفته‌ی خود را دوباره پیدا خواهد کرد. در حرف‌های دیشب سرمربی تیم ملی ایران تنها چیزی که دیده نمی‌شد پرخاش بود و منطق جایگزین آن شده بود. شاید دایی متوجه شده باشد وقتی حق با اوست، نیازی نیست که این را با پرخاش به دیگران ثابت کند. می‌شود حرف زد و به تفاهم رسید. همانطور که دیشب این موضوع ثابت شد. امیدوارم علی دایی این راه جدید را ادامه دهد. برگ‌های برنده‌ی دایی این روزها رو می‌شود. علی کریمی با تمام آمادگیش می گوید به تیم ملی فکر نمی‌کند و این برای منی که تیم ملی‌ام را دوست دارم سنگین است. می‌تواند بگوید از تیم ملی خداحافظی می‌کنم اما اینکه به تیم ملی فکر نمی‌کند نشان می‌دهد که به خاطر اختلافش با علی دایی‌ست. تفاوت‌های حرفه‌ای اینجا بروز می‌کند. کریم باقری در برنامه‌ی ۹۰ حاضر می‌شود و می‌گوید از تیم ملی خداحافظی کرده و تیم ملی جای جوان‌هاست، اما علی کریمی پرخاش می‌کند و به خبرنگار می‌گوید: من برای برگشتن به تیم ملی بازی نمی‌کنم که گیر دادی.
    لیست بازیکنان تیم ملی تقریبآ بدون عیب و نقص اعلام می‌شود، مهدوی‌کیا، کریمی و باقری، بازیکنانی هستند که بازگشتشان به تیم ملی با مربیگری دایی بعید می‌نمود. با کناره‌گیری از تیم ملی محبوبیت علی کریمی کمرنگ می‌شود. هرچند طرفداران دو آتشه‌ی کریمی و مخالفان سرسخت دایی حرکت علی کریمی را تحسین می‌کنند، اما وقتی عادل فردوسی‌پور حرکت علی کریمی را تقبیح می‌کند می‌توان فهمید که کریمی نقشش را حرفه‌ای بازی نکرده است. حضور و حرف‌های منطقی دایی در  برنامه‌ی ۹۰ نظرها را به سود دایی تغییر خواهد داد. مطمئن باشید این علی دایی دوست‌داشتنی‌تر خواهد شد.
    حالا که تیم ملی فوتسال دارد نتیجه می‌گیرد، لازم است ذکر کنم که دیرزمانی حسین شمس، بددهن‌ترین مربی ایران بود، او حتی به ظاهر بازیکنان هم اهمیت می‌داد. او وحید شمسایی را مجبور به کناره‌گیری از تیم ملی کرده بود. حسین شمس نه معروفیت و نه محبوبیت دایی را داشت. اما الآن تیم ملی فوتسال با سرمربی‌گری او و حضور وحید شمسایی در جام جهانی خوش می‌درخشد. همه به امید موفقیت این تیم نشسته‌اند. هیچکس آن روزها در خاطرش نمانده، به امید موفقیت تیم ملی فوتسال در بازی امروز در مقابل ایتالیا.

  • ۲۱م مهر, ۱۳۸۷ | در دسته‌ی حرف یک نظر »

    - جایزه هم داره؟
    : نمی‌دونم، من مارک آل از ریده‌مون* رو فقط به خاطر گشادیم می‌زنم.

    * mark all as read

  • ۲۰م مهر, ۱۳۸۷ | در دسته‌ی حرف نظر بدهید »

    قصه از اونجایی شروع شد که بهروز وثوقی، گوگوش رو فرستاد تو صف نونوایی.

    پی‌نوشت: شنیده‌ها حاکی از آن است که به علت حفظ روسری از سوی ژولیت بینوش در سفرش به ایران، وبلاگ‌نویس‌های فرانسوی یک هفته نخوابیدند.

  • ۱۶م مهر, ۱۳۸۷ | در دسته‌ی چکاوک ۴ نظر »

    چکاوک اسم بخش جدیدیه در راه من، بخشی شبیه موسیقی هفته. نام آن از ترانه‌ی چکاوک ایرج جنتی عطایی گرفته شده است که با صدای داریوش یکی از ماندگارترین عاشقانه‌های این سال‌هاست.
    کار چکاوک معرفی آهنگ‌هایی‌ست که از نظر من شنیدنی‌ست، مسلمآ سلیقه‌ی من موسیقی پاپ ایرانی‌ست. امیدوارم از آهنگ‌های چکاوک لذت ببرید.
    چکاوک یک، آهنگی‌ست با نام مریم کاری از آرتین شاهوران (صدا و موسیقی) با ترانه‌ی زیبایی از مریم اسدی.

     
    icon for podpress  Artin - Maryam: Play Now | Play in Popup | Download

جی‌میل

Gmail

من

خبرنامه

Enter your email address

Delivered by FeedBurner

آمار

TwitterCounter for @foadsa counter

Performancing Metrics Blog Statistics