مردم دهکدهی جوبیلیو کانزاسیا در جنوب شهر بورلیلامپور از ایالت کالیفرنیا دیروز میزبان رئیس جمهور آمریکا بودند. جرج دبلیو بوش که اخیرآ طرح جامع کشاورزی با آبیاری کترهای را برای بررسی به دست گاوچرانان اصیل آمریکا سپرده است، تصمیم گرفته است در این ماههای آخر ریاست جمهوری خویش یک یه یک به تمام روستاها و دهکدههای موجود در ایالات متحده سر زده و به مشکلات تک تک مردم محروم رسیدگی کند.
وی در پاسخ به خبرنگاری که هنگام ورود او به جوبیلیو کانزاسیا از او در مورد علت این حرکت اخیرش پرسید، پاسخ داد: “دوران چپاولگری و شیره مالاندن به سرهای مردم تمام شد، سناتورها و معاونین من هر کدام در چرخاندن کازینوهای وگاس و همینطور تجارت اسلحه و فشفشه و بادکنک دست دارند. آنها چه میفهمند که این پیرمرد، بله همین پیرمرد چه رنجهایی زیر سایهی قمار آنها کشیده است؟ من تصمیم گرفتم خودم به شخصه به مشکل تک تک این مردم رسیدگی کنم، گذشت آن زمان که شورای شهر و فرمانداری و شهرداری و استانداری داشتیم. عصر عصر سرعت است، من نامههای مردم را قبل از اینکه نوشته شود پاسخ خواهم داد. میبینید حتی از ایمیل هم سریعتر است.”
پس از ورود بوش به این دهکدهی محروم، پیرزنی ۹۰ ساله که در آستانهی مرگ بود از جای خویش برخاست و در میان تعجب همگان با همسر خویش جلوی چشم رئیس جمهور تانگو رقصید. مردم این را معجزهی رئیس جمهور قلمداد کردند.
مردم جوبیلیو کانزاسیا که از حضور رئیس جمهور در جمع خودشان شگفتزده بودند و از ذوق چشمانشان حدقه ترکانده بود، قبل از اینکه رئیس جمهورشان لب به سخن بگشاید، در یک سرود دستهجمعی با ریتم “آهای دختر چوپون” خواندند:
آهای جرج دبلیو بوش
آهای جرج دبلیو بوش
جوونای ما رو کشوندی توی سوراخ موش*
از این خون، به اون خون
خیلی آقایی به مولا
دمت گرم لوطی
پس از این استقبال گرم، ملت هدایای خود را به رئیس جمهور خود تقدیم کردند:
ماری آنتوان چخوف: یک پارچ شیر تازهی گاو
جرج لوییجی کولینا: یک دستگاه الاغ مجهز به ترمز ایبیاس
سامانتا پازولینی: ششلولی باقیمانده از نس جمجمهبازان
و …
در آخر دخترک کوچکی به نام جودی آبوت جونیور، شعر زیر را برای رئیس جمهور خواند:
هی یو مادر..کر بوی آف امریکا
خوش اومدی به شهر و دیار فلکزدهی ما
که با لبخند رئیس جمهور جرج دبلیو بوش تقدیر شد.
پس از آن جرج بوش به پذیرایی از مردم دهکده و رسیدگی به مشکلات آنها پرداخت که مهمترین آنها در زیر میآید:
- دختری دارم ۳۰ ساله که در شهر تحصیل میکند، خواهان بازگرداندن او به دهکده و برگزاری مراسم ازدواجش با پسرعمویش هستم، مبادا که بترشد.
- خواهشمندم دستور بدهید، بودجهای برای بازسازی کلیسای دهکده اختصاص داده شود تا من و فرزندانم هر روز دعاگوی شما در این مکان روحانی باشیم.
- کاش میشد گفتگوهای تلویزیونی شما تعدادش بیشتر میشد، دلمان برایتان تنگ میشود.
- خر من دو، سه روزه یونجه نخورده، پس چرا خرم نمرده.
و …
رئیس جمهور “جرج دبلیو بوش” در پایان این سفر سرزده و غیرمنتظرهی خویش به این منطقهی در حالی که لبخند از روی لبانش محو نمیشد گفت: “ما هر چه داریم از همین مردم ساده و بیریا داریم، این سفر هم برای من مفید بود و خیلی از مشکلات مردم را از نزدیک لمس کردم و هم احساس کردم برای مردم روحیهبخش بود و شادی در چشمانشان از دیدن من موج میزد. چرا نباید این شادی همیشگی باشد؟ اصلآ باید مملکت را داد دست این مردم. طرحش رو هم خودم میفرستم مجلس اصلآ، با سناتورهای گاوچرون هم صحبت میکنم که مخالفتی نکنند. دوران زورگویی تمام شده. دیدید آن دخترک چه احساس قشنگی داشت. آن پسرک دو روزه را دیدید، دائمآ به من چشمک میزد. شما که درک نمی کنید. دشمنان آمریکا هم درک نمی کنند. آن ها فکر میکنند ما به فکر تسخیر جهانیم. ما قلبهای رئوفی داریم. از همین کاندوی خودمان بپرسید در دهکده راجع به من چه می گفتند. چشم دشمنان کور. از این به بعد هر روز را در میان مردم روستاها خواهم گذراند. آی مردم من خاک پای شما هستم”
*صدام









